هنر، هویت و حافظه جمعی. وقتی هنرمندان در مسلخ زمان جاودانه می‌شوند
سه شنبه 9 دي 1404 - 06:48:59

در روزهایی از زندگی که با گذر زمان سپری می‌شود، اساتید، هنرمندان، نقاشان و اصحاب رسانه، یکی پس از دیگری دار فانی را وداع می‌گویند. بهرام بیضایی از جمله هنرمندانی است که سهند ایرانمهر، نویسنده‌ی چیره‌دست معاصر، فقدان او را صرفاً از دست دادن یک فیلم‌ساز نمی‌داند، بلکه آن را از دست دادن الگویی از اندیشیدنِ سخت‌گیرانه در فرهنگ ایرانی تلقی می‌کند.
الگویی که زنان را جدی می‌گرفت، تاریخ را ساده‌سازی نمی‌کرد، مخاطب را تحقیر نمی‌دانست و از همه مهم‌تر، در این مسیر وقعی به قدرت نمی‌نهاد. آنچه از دست رفت، تنها بیضایی نبود، بلکه امکان پیوند میان ادبیات، تاریخ و هنر با سلیقه و آرایه‌ی بی‌نظیر او بود. پیوندی که بیضایی یکی از آخرین حاملان آن به شمار می‌رفت. او معنای امنِ حقیقتِ تصور را در دست می‌گرفت و به همین دلیل آثارش هرگز کهنه نمی‌شوند.
آری، کلمات این نویسنده با درستی تحلیل، چنان نفوذی دارند که اثرشان با شیرینی و جذابیت بر دل مخاطب می‌نشیند. جامعه‌ای با فرهنگی کهن و با داشتن هنرمندانی ممتاز چون بیضایی، کیارستمی، حاتمی‌کیا و دیگران، یکی پس از دیگری آنان را از دست داد و ما ماندیم با آثاری که برای همه‌ی زمان‌ها قابل تعریف‌اند و همواره حرفی برای گفتن دارند.
اکنون، با نسلی که هوش مصنوعی در زندگی و هنر او کاربرد گسترده‌ای یافته و هنری که می‌تواند در خدمت آگاهی، اندیشه‌ی درست، نقاشی، رسانه و دیگر عرصه‌ها باشد، این پرسش مطرح است که چگونه باید در جهت حمایت از نسل امروز، انتخابی درست و به‌جا داشت؟
اگر هر یک از ما حتی با برداشتن گامی کوچک، در مسیر افزایش آگاهی و شناخت اثرات مثبت کارکرد هنرمندان حرکت کنیم، بی‌تردید نتایج آن به‌خوبی جلوه‌گر خواهد شد.
جامعه زمانی از بی‌هویتی و خدشه‌دار شدن فرهنگ خود نجات می‌یابد که با ادامه دادن راه بزرگان سینما، تنها به تماشای یک فیلم بسنده نکند، بلکه در پی جست‌وجوی هویت، فرهنگ، سنت، زبان و ریشه‌های آن باشد. این نگاه می‌تواند مصداقی برای دیدن فیلم‌های بهتر و درک اهمیت سینما از منظر اثر هنری شاخص باشد؛ آثاری که تنها جنبه‌ی طنز ندارند، بلکه در کنار سرگرمی، اندیشه‌برانگیز و مکمل یکدیگرند.
در طول سال‌ها، فعالیت و هنرنمایی بازیگران و کارگردانان، به‌ویژه کارگردانان زن سینما، با درک درست از شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، آسیب‌ها را دیده، تحلیل کرده و با قدرت به تصویر کشیده‌اند. کارگردانانی چون تهمینه میلانی، رخشان بنی‌اعتماد، پوران درخشنده و نرگس آبیار.
به هر حال، من از طریق رسانه شاید تنها یک قدم کوچک برای شناخت بیشتر و دفاع از عملکرد و هویتی برداشته‌ام که ریشه در تاریخ و فرهنگ اصیل ایرانی دارد. فرهنگی که زنان و مردان آن همواره برای دستیابی به زندگی شاد، سالم و مبتنی بر رفتار انسان‌دوستانه، با وجود تمام ناملایمات و آسیب‌های اجتماعی، تلاش کرده‌اند. این هنرِ بازیگر است که این مسیر را نشان می‌دهد و هنرِ کارگردان است که قصه‌ی یک فیلمنامه را آن‌چنان پرمحتوا و باانگیزه به تصویر می‌کشد که نسل امروز برای دیدن آن صف می‌کشد و تحت تأثیر قرار می‌گیرد. و هدف نهایی همه‌ی هنرمندان نیز چیزی جز این نیست.
اکنون نوبت شماست. شما چه تحلیلی دارید؟
سعی کنیم به هر نحو ممکن اثرگذار باشیم.
هنر یک هنرمند و آثار او برای همیشه در یاد و خاطره‌ی مردم باقی می‌ماند. زیرا هنر پایان‌پذیر نیست و اثر یک هنرمند تا همیشه زنده است.


پایان خبر
سیده زینت موسوی پور
پایگاه خبری فجر شمال

http://fajreshomal.ir/fa/News/36084/هنر،-هویت-و-حافظه-جمعی-وقتی-هنرمندان-در-مسلخ-زمان-جاودانه-می‌شوند
بستن   چاپ