روحانیون پرنفوذی که در دهه 90 فوت کردند؛ جای خالی 7 روحانیِ سیاستمدار، اعتدالی، رفیق رهبری و یار امام
جمعه 26 دي 1399 - 08:52:32

مرور تاریخ دهه 90 که حدود دو ماه دیگر به پایان خواهد رسید، از این منظر که در این 10 سال، کدامیک از روحانیون سرشناس رحلت کردند، شاید جالب توجه باشد. در دو بخش به این موضوع پرداخته است.

مجید اسدی خبرنگار فجر شمال :دهه 90 را شاید بتوان یکی از مهمترین دهه های تاریخ سیاسی کشور ایران دانست، چه آن که در دهه آخر قرن 14 هجری شمسی، روحانیون پرنفوذی در نظام جمهوری اسلامی و جامعه ایران، دار فانی را وداع گفته و به جهان باقی هجرت کردند که هر کدام دارای ویژگی ها و جایگاه های خاص خود بودند.

در میان این روحانیون شناخته شده، هم افرادی بودند که نفوذ زیادی در حاکمیت نظام جمهوری اسلامی ایران داشتند وهم کسانی که شاید نفوذشان در حاکمیت کمتر از دیگران بود، اما به لحاظ اینکه از منظر سیاسی و اجتماعی مورد توجه و محل رجوع بسیاری از افراد جامعه ایران محسوب می شدند، مورد اهمیت بودند؛ و البته چهره هایی هم بودند که هر دو این ویژگی را با هم داشتند، یعنی هم جایگاه و نفوذ خاصی در درون حاکمیت داشتند و هم این که در عرصه سیاسی و اجتماعی، طرفداران خاص خود را داشتند.






آیت الله مهدوی کنی مهرماه 93 و در سن 83 سالگی درگذشت؛ او در زمان رحلت، رئیس مجلس خبرگان رهبری بود که بعد از حدود دو سال و نیم از آغاز بکار چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری و در حالی که آیت الله هاشمی رفسنجانی ریاست این مجلس را بر عهده داشت، وارد شد و ریاست این مجلس را بر عهده گرفت.

اگرچه کاندیداتوری او برای ریاست مجلس خبرگان رهبری در سال 89، متأثر از فضای سیاسی خاص کشور پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88، با استقبال و پیش از آن با اصرار مخالفان آیت الله هاشمی رفسنجانی صورت گرفته بود تا دیگر مرحوم هاشمی رفسنجانی را در جایگاه رییس مجلس خبرگان رهبری نبینند، اما ورود آیت الله مهدوی کنی به انتخابات رئیس مجلس خبرگان، با عکس العمل خاص و احترام آمیز آیت الله هاشمی رفسنجانی روبرو شد و وی اعلام کرد که به احترام کاندیداتوری آیت الله مهدوی کنی برای ریاست خبرگان کاندیدا نخواهم شد و حتی او را برای این جایگاه مورد حمایت قرار داد؛ این عکس العمل مرحوم هاشمی رفسنجانی شاید متأثر از شخصیت میانه رو، معتدل و منصف مرحوم مهدوی کنی بود که به همین دلیل تقریبا مورد احترام تمام گروه های سیاسی داخل نظام قرار گرفته بود و هم این که او بعنوان یکی از همرزمان خود آیت الله هاشمی در مسیر مبارزات انقلابی بر علیه رژیم شاه، مورد تأیید صریح امام خمینی قرار گرفته بود که "من به شما (مهدوی کنی) اردات داشته ام و دارم و خواهم داشت".

البته که برخی آن زمان مدعی شدند که آیت الله مهدوی کنی برای این که آیت الله هاشمی را برای ریاست خبرگان رهبری ناصالح می دانست کاندیدای ریاست خبرگان شد، اما این ادعا هیچ گاه مورد تأیید ایشان قرار نگرفت و به نظر می رسد که ادعایی دروغ بود چه آن که مرحوم مهدوی کنی در دوسال ابتدایی دوره چهارم مجلس خبرگان، تحت ریاست آیت الله هاشمی رفسنجانی، بعنوان یک نماینده عادی در مجلس خبرگان حضور داشت و در سال 89 هم شاید فقط بخاطر جلوگیری از هتک حرمت مرحوم هاشمی رفسنجانی بعنوان یکی از مهمترین دوستان و همرزمان انقلابی اش، توسط تندروهای طرفدار محمود احمدی نژاد، وارد این مسیر شد.

 

 

 

 

مرحوم مهدوی کنی که همواره بر پیروی از ولایت فقیه تأکید داشت و مورد احترام ویژه مقام معظم رهبری هم بود، در جایگاه مختلف دیگر نظام جمهوری اسلامی هم خدمت کرد که از جمله آن ها می توان به این موارد اشاره کرد: با حکم امام خمینی(ره) عضویت در حلقه اولیه شورای انقلاب و سرپرستی کمیته انقلاب اسلامی، عضویت به عنوان فقیه در شورای نگهبان قانون اساسی (دو مرتبه) و نمایندگی امام خمینی در هیئت حل اختلاف مسؤولان نظام و چندین مأموریت مشابه در حوادث مهم دوران انقلاب، وزیر کشور در کابینه‌های رجایی و باهنر، نخست‌وزیری پس از ترور محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی به حکم امام خمینی، عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی به حکم امام خمینی و مقام معظم رهبری، مسؤولیت ستاد کمک‌رسانی به مردم مناطق بمباران شده، عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی، ریاست مرکز رسیدگی به امور مساجد، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری، مؤسس، بنیان‌گذار و دبیرکل جامعه روحانیت مبارز، رئیس دانشگاه امام صادق، تولیت حوزه علمیه مروی به همراه موقوفات وابسته، به حکم امام خمینی(ره).

در نهایت این که آیت الله مهدوی کنی اگرچه در دسته اصولگرایان محسوب می شد، اما به دلیل مشی اعتدالی، در برهه ای از انتقادهای گزنده تندروهای اصولگرا از جمله طرفداران محمود احمدی نژاد مصون نماند و البته به دلیل همین مشی اعتدالی، مورد احترام طیفی از اصلاح طلبان هم بود.





به اذعان دوست و دشمن، تاریخ انقلاب اسلامی ایران را بدون آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی نمی توان نوشت؛ چه آن که امام خمینی(ره) بعنوان بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران تصریح کرده است "هاشمی زنده است، چون نهضت زنده است" و این یعنی نام هاشمی زمانی نخواهد بود که نهضت هم وجود نداشته باشد.

آیت الله هاشمی رفسنجانی در 19 دیماه 1395 و به صورت کاملا ناگهانی به دیار باقی شتافت اما اتفاقات مهم سیاسی که برای مرحوم هاشمی رفسنجانی در طول دوران حیات افتاده، آنقدر زیاد هست که شاید نتوان حتی به صورت خلاصه هم به آن ها اشاره کرد؛ چه دوران پیش از تحقق انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، چه دوران رهبری امام خمینی(ره) و چه دوران رهبری مقام معظم رهبری.

هاشمی رفسنجانی از همان آغاز نهضت و مبارزات انقلابی بر علیه رژیم شاه، بعنوان همراه و یار امام خمینی(ره) خود را ظهور و بروز داد و در این مسیر به زندان و شکنجه های سخت و طاقت فرسا هم دچار شد؛ او اما بعد از انقلاب بعنوان شاید محبوبترین شاگرد امام خمینی(ره) در کنارش بود و مسئولیت های مهمی را از شخص امام راحل گرفت و حتی بسیاری از کارشناسان او را چشم و گوش امام(ره) در امورات مختلف می دانستند؛ او در زندگی سیاسی خود علاوه بر شکنجه و زندان، طعم ترور شدن را هم چشید و البته این ترور به شهادت وی منجر نشد تا امام خمینی آن جمله معروف را بگویند که "بدخواهان بدانند، هاشمی زنده است، چون نهضت زنده است".

 


هاشمی رفسنجانی در تاریخ زندگی سیاسی خود تقریبا همه مسئولیت ها را دارد؛ جدای از مبارزات بر علیه رژیم حاکم پیش از انقلاب و زندان و شکنجه، او هم رئیس مجلس شورا بوده و هم رئیس جمهور، او هم رئیس مجلس خبرگان رهبری بوده و هم رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، هم امام جمعه بوده و هم کنار گذاشته شدن از این جایگاه؛ چه آن که او در ادامه اعتراضات و نقدهای جدی به محمود احمدی نژاد رئیس جمهور پیشین ایران، در یکی از نمازهای جمعه پس از انتخابات سال 88، سخنان متفاوتی در خصوص لزوم رسیدگی به درخواست های مخالفان و معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری آن دوره، مطرح کرد.

خلاصه زندگی او پر است از اتفاقاتی که هر کدام در جای خود جای بحث و بررسی دارد؛ نمونه مهم آن تاریخ دفاع مقدس و اتمام آن که بسیاری از تندروها می گویند او بود که باعث شد امام خمینی(ره) قطعنامه پایان جنگ ایران و عراق را بپذیرد و الا باید کربلا فتح می شد. هاشمی رفسنجانی در برهه ای بیشتر منتسب به اصولگرایان محسوب می شد و مورد انتقاد جدی اصلاح طلبان تندرو قرار داشت اما از آنجا که او هیچ گاه خود را محدود به یک جریان سیاسی نمیکرد، در برهه ای هم مورد احترام بیشتر جریان معتدل اصلاح طلب قرار گرفت؛ و این شرایط خاص او برگرفته از همان مشی اعتدالی او داشت.




آیت الله سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی 3 آذرماه 95 درگذشت. او بعد از رحلت امام خمینی(ره) از قبول مسئولیت های سیاسی کناره کشید و با هجرت به قم، دفتر مرجعیت به راه انداخت و بعنوان یکی از مراجع تقلید شیعه شناخته می شد؛ او همچنین در کنار راه اندازی دفتر مرجعیت، دانشگاه بزرگ مفید در قم را تأسیس کرد.

مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی از 1360 تا 1368 رئیس دیوان عالی کشور، و عالی‌ترین مقام قضایی ایران و همچنین امام جمعه موقت شهر تهران بود؛ او در سال 58 و با حکم امام خمینی به عنوان دادستان کل کشور منصوب شد و پس از ترور شهید بهشتی، بازهم با حکم امام خمینی بعنوان ریاست عالی دیوان کشور (قوه قضائیه فعلی) منصوب شد. او همچنین با حکم امام راحل به عنوان یکی از اعضای شورای بازنگری در قانون اساسی نیز منصوب شد.

آیت الله موسوی اردبیلی در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد یکی از منتقدان جدی او بود و حتی پس از انتخابات 88، با برخی از خانواده های بازداشت شدگان پس از انتخابات 88 دیدار کرده بود.البته او به واسطه همراهی با امام خمینی (ره) و رفاقتی که با مقام معظم رهبری داشت، همواره دارای احترام و جایگاه نزد ایشان بود.



آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی، متولد 24مرداد سال1327 در شهر نجف کشور عراق و درگذشته 3 دیماه 1397 در تهران که برای خاکسپاری به قم منتقل شد؛ او با حکم حضرت آیت الله خامنه ای، 8 سال ریاست قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران را بر عهده داشت؛ و همچنین در جایگاه های مهمی چون عضویت در شورای نگهبان قانون اساسی، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، و ریاست هیئت عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه‌گانه  فعالیت کرد؛ این عالم فقید علاوه بر سالها نائب رئیسی مجلس خبرگان رهبری، همچنین بازهم با حکم رهبر معظم انقلاب، رئیس مؤسسهٔ «دائرهالمعارف فقه اسلامی بر طبق مذهب اهل بیت» بود. او سابقه ریاست مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق را هم داشت.

 

 

آیت الله هاشمی شاهرودی سال قبل از رحلت، بعلت وخامت حال و برای درمان به کشور آلمان رفت اما پس از بازگشت بازهم در یکی از بیمارستان های تهران تحت مراقبت بود تا این که جان به جان آفرین تسلیم کرد.

این عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با وجود ارتباط نزدیک تری که با نزدیکان محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق داشت،به گفته برخی از چهره های شناخته شده سیاسی ازجمله علی اکبر ناطق نوری،اما در هیچ دسته و گروه خاصی تعریف نمی شد و شاید از همین رو بود که برخی او را یکی از گزینه های رهبری آینده جمهوری اسلامی ایران قلمداد می کردند.

آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی پس از اتمام دوران ریاست خود بر قوه قضائیه، بیشتر در شهر قم متمرکز بود و از این رو دفتر مرجعیت ش رفته رفته شناخته می شد؛ او حتی رساله عملیه خود را به چاپ رساند؛ اگرچه این رساله عملیه به زبان عربی بود.



آیت الله آقا مجتبی تهرانی که همه طیف های سیاسی و هر کسی که او را می شناخت به اخلاق حسنه و نیکوی او اذعان می کرد، در تاریخ 12 دیماه 1391 رحلت کرد. او که از مبارزان انقلابی و شاگرد امام خمینی(ره) و مورد تأیید ایشان بود، بعد از انقلاب از قبول کارهای سیاسی دوری کرد و به همان کارهای فقهی و علمی مشغول شد و مدرسه علمیه مروی تهران را برای فعالیت خود انتخاب کرد؛ او جایگاه ویژه ای نزد مقام معظم رهبری هم داشت، چه آن که حضرت آیت الله خامنه ای بر پیکر او نماز خواندند.

خیلی ها سعی داشتند که این استاد برجسته اخلاق را همانند آیت الله خوشوقت و آیت الله مصباح یزدی و... بعنوان یکی از حامیان احمدی نژاد معرفی کنند،اما او به هیچ عنوان دراین قالب قرار نگرفت، و حتی نقل قولی از او منتشر شد که احمدی نژاد بارها خواسته تا من را ملاقات کند که من اجازه ندادم.

علی اکبر ولایتی هم که در سال 84 بعنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری به نفع مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی کنار کشیده بود، بعدها در مصاحبه ای گفت که کناره گیری او از انتخابات به نفع آیت الله هاشمی رفسنجانی، توصیه آیت الله آقا مجتبی تهرانی بوده است.






آیت الله سیدمهدی طباطبایی را شاید بتوان در ردیف محبوبترین منبری های تاریخ معاصر دانست؛ این استاد اخلاق که در اردیبهشت ماه سال 97 از دنیا رفت، یک اصولگرای معتدل به شمار می رفت.
او سابقه نمایندگی در چند دوره مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران را در کارنامه سیاسی خود دارد.

 

 

آیت الله سیدمهدی طباطبایی که در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد، همواره مخالف و منتقد او بود، در دوران پس از انتخابات سال 88، در یک برنامه زنده تلویزیونی که از شبکه یک تلویزیون پخش شد به صراحت از احمدی نژاد انتقاد کرد و گفت که "متأسفانه رئیس جمهور مخالفین خودش مقام سیادت را مسخره کرد و اگر این استهزا نبود بسیاری از فتنه‌ها به راه نمی‌افتاد".

او همچنین در یک برنامه تلویزیونی دیگر به مناسبت رحلت آیت الله هاشمی رفسنجانی، رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام را شهید خواند و گفت: "من هاشمی را شهید می‌دانم، شهید حتماً نباید با شمشیر کشته شود، کسی که در طلب حق باشد، شهید است… ایشان را به اندازه 4 شهید می‌دانم".




مرحوم آیت الله ابراهیم امینی که اردیبهشت ماه سال 99 درگذشت، شاید در ردیف محبوب ترین امام جمعه های تاریخ قم بود؛ او که عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود در سال 84 از این تشکل کناره گیری کرد؛ او عضو مجلس خبرگان رهبری و با حکم مقام معظم رهبری، علاوه بر حضور در جایگاه امامت جمعه قم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هم بود؛ نظریه های اعتدالی او و ارتباط مداوم و مستمر با مردم، باعث شده بود او به عنوان یک روحانی محبوب شناخته شود، چه آن که نمازهای جمعه ای که او امامت آن را بر عهده داشت، در ردیف شلوغ ترین نمازهای جمعه قم بود.

 

 

این عالم فقید که سابقه مبارزات انقلابی بر علیه رژیم شاه را هم در کارنامه خود دارد، در خطبه های نماز جمعه خود، انتقادهای خود از دولت احمدی نژاد را آشکارا بیان می کرد، در سال های آخر عمر برای ایراد خطبه های نمازجمعه قم دعوت نمی شد و علت آن هم بیماری او مطرح شد؛ البته او گاه و بیگاه هر شب برای اقامه نماز مغرب و عشا در مسجد اعظم قم جنب حرم حضرت معصومه حاضر می شد و بعضا تا یک ساعت بعد از اقامه نماز، در همان محراب نماز، پاسخ گوی مردم عادی بود.


http://fajreshomal.ir/fa/News/10686/روحانیون-پرنفوذی-که-در-دهه-90-فوت-کردند؛-جای-خالی-7-روحانیِ-سیاستمدار،-اعتدالی،-رفیق-رهبری-و-یار-اما
بستن   چاپ