به گزارش ایکنا از مازندران، به نقل از روابط عمومی سپاه کربلای مازندران، سردار محمدرضا موحد، فرمانده سپاه کربلای مازندران، در یادداشتی اختصاصی با هشدار درباره «جنگ شناختی» علیه ایران آورد:
این روزها عدد، جای گلوله را گرفته است. دشمن بهجای آنکه جسم ملت ایران را هدف بگیرد، ذهن مردم را نشانه رفته است. آنچه با عنوان «آمار کشتهها» علیه جمهوری اسلامی در رسانههای معاند پمپاژ میشود، یک اختلاف آماری یا خطای خبری نیست؛ یک عملیات جنگی تمامعیار است.
در این نبرد، عدد نقش موشک را بازی میکند و اتاقهای فکر صهیونیستی و سرویسهای اطلاعاتی غرب، فرماندهی آتش را برعهده دارند. بیپرده باید گفت «کشتهسازی» یک سناریوی طراحیشده برای تخریب ادراک عمومی است. در این سناریو، عدد برای شکل دادن به قضاوت سیاسی افکار عمومی تولید میشود.
دشمن بهخوبی میداند که مخاطب جهانی فرصت بررسی میدانی ندارد؛ بنابراین یک عدد نجومی را پرتاب میکند و سپس تحلیل و نتیجهگیری دلخواه خود را بر آن سوار میکند.
وقتی گفته میشود «هزاران کشته»، ذهن مخاطب بیدرنگ به سمت سرکوب گسترده، بیثباتی و بحران مشروعیت هدایت میشود. این واکنش احساسی دقیقاً همان نقطهای است که طراحان این عملیات روی آن حساب کردهاند. عدد بزرگ، احساس میسازد و احساس، جای تحلیل را میگیرد. این یک دروغ ساده نیست، یک عملیات مهندسیشده روانی است. عددها در اتاق خبر تولید نمیشوند؛ در اتاق فکر ساخته میشوند و پشت هر عدد، یک هدف سیاسی پنهان است.
پرسش سادهای وجود دارد که رسانههای مزدور هرگز به آن پاسخ نمیدهند؛ اگر این اعداد واقعی است، چرا هیچ تصویر مستندی متناسب با این ابعاد ارائه نمیشود؟ چگونه در شهری که زندگی عادی جریان دارد، ناگهان ادعای هزاران کشته مطرح میشود اما نشانی از آن در واقعیت روزمره دیده نمیشود؟ پاسخ روشن است؛ مأموریت آنها توضیح دادن نیست، القا کردن است.
فرایند کشتهسازی یک مسیر کاملاً حسابشده دارد. ابتدا یک منبع بینامونشان عددی بزرگ را منتشر میکند؛ نهادی با عنوان فریبنده حقوق بشری، اما بدون نشانی، بدون پاسخگویی و بدون سند. سپس رسانههای وابسته به سرویسهای اطلاعاتی غرب و شبکههای فارسیزبان معاند، همان عدد را بیهیچ راستیآزمایی تکثیر میکنند و ارتش رباتهای مجازی هم وارد میدان میشود تا موج مصنوعی بسازد.
تکرار، جای حقیقت را میگیرد و وقتی یک عدد صدها بار شنیده شد، برای مخاطب ناآگاه واقعی جلوه میکند. در مرحله بعد، همان عدد جعلی وارد بیانیههای سیاسی میشود و مبنای فشار دیپلماتیک، تحریم و فضاسازی بینالمللی قرار میگیرد. به این ترتیب، یک دروغ رسانهای به ابزار فشار علیه یک ملت مستقل تبدیل میشود.
این سناریو تازه نیست. همین الگو را درباره «سلاحهای کشتار جمعی عراق» اجرا کردند و دروغی که بعدها همه فهمیدند ساختگی بوده، بهانه یک جنگ ویرانگر شد. ماجرای ساختگی «نوزادان کویتی» را هم به یاد داریم که با یک روایت احساسی، افکار عمومی جهان را برای حمله آماده کردند.
در سوریه نیز بارها پروژه کشتهسازی اجرا شد تا دولت قانونی را زیر فشار قرار دهند. الگو یکی است و فقط صحنه عوض میشود؛ دیروز بغداد، امروز دمشق و حالا تهران. همان دروغ، با عددی تازه.
این طرح دقیقاً به این دلیل علیه ایران فعال شده که جمهوری اسلامی در خط مقدم مقابله با نظم تحمیلی غرب ایستاده است. ایران معادلات منطقه را بهنفع جبهه مقاومت تغییر داده و همین موضوع، دشمن را به جنگ ترکیبی کشانده است.
وقتی در میدان نظامی و سیاسی دست بالا را ندارند، به میدان شناختی میآیند. هدف در این میدان، اعتماد مردم به حاکمیت است. سادهترین راه تخریب اعتماد، القای این گزاره است که «نظام علیه مردم خود خشونت گسترده به کار برده است». عددهای نجومی کشتهسازی دقیقاً برای جا انداختن همین گزاره ساخته میشوند.
همزمانی این موجهای رسانهای با بحرانهای منطقه نیز تصادفی نیست. هرگاه جنایات آشکار یک رژیم اشغالگر افکار عمومی جهان را علیه آن تحریک میکند، اتاقهای فکر غربی برای کاهش فشار، به سراغ ساختن بحران موازی میروند. در این بازی رسانهای، میخواهند چنین القا کنند که «همه جا اوضاع همین است» تا قبح جنایت واقعی متحدان خود را بشکنند.
رهبر معظم انقلاب بارها از «جنگ شناختی» سخن گفتهاند؛ جنگی که در آن هدف، تغییر محاسبات ذهنی مردم است. کشتهسازی دقیقاً در همین چارچوب تعریف میشود. دشمن میخواهد مردم به این نتیجه برسند که کشور ناامن است، حاکمیت مشروعیت ندارد و آینده تاریک است. اگر این سه گزاره در ذهن مردم جا بیفتد، دشمن بدون شلیک حتی یک گلوله پیروز شده است. اما واقعیت اجتماعی ایران با این روایت ساختگی همخوانی ندارد.
مردم ایران بارها نشان دادهاند که میان اعتراض مشروع و آشوب طراحیشده تفاوت قائلاند. ملت ما مطالبه دارد، اما اجازه نمیدهد کشورش به میدان بازی سرویسهای بیگانه تبدیل شود. تجربه فتنههای گذشته، جامعه را نسبت به عملیات روانی واکسینه کرده است.
در چنین شرایطی، وظیفه اصلی، جهاد تبیین در میدان رسانه است. باید به جامعه یادآوری کرد که هر عددی سند نیست، هر تصویر تازه نیست و هر روایت انسانی، لزوماً انسانی نیست. باید پشتپرده را نشان داد و دست اتاقهای فکر لندن و تلآویو را رو کرد.
دشمن روی احساسات سرمایهگذاری کرده است، اما ملتی که از جنگ سخت عبور کرده و تحریم را پشت سر گذاشته، در جنگ شناختی نیز تسلیم نخواهد شد. کشتهسازی یک عملیات راهبردی در جنگ ترکیبی علیه جمهوری اسلامی است، اما همانگونه که این ملت در میدانهای سختتر پیروز شده، در این میدان هم با بصیرت و هوشیاری پیروز خواهد شد. دشمن عدد میسازد، اما ملت ایران حقیقت را زندگی میکند و در نبرد میان حقیقت و دروغ، پیروز نهایی همیشه حقیقت است.